أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
289
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
« جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » « 1 » متّصف باشد پرداخته بود اسباب صحبت فرستاده و داد تزيين و ترتيب [ 370 ] مجلس را به خوبتر نوعى داده منزل ساخت . الحقّ ، مجلسى پرداخته آمد از خوبى حور و مرغوبى قصور ، بهشتصورت و فردوسدستور ، مجلس از روانى راح ريحانى بر و گوش ارباب هوش از صوت نغم و اغانى پر در ساقيان سيمينعذار جامهاى زرنگار را از بادههاى خوشگوار كه گويا از خمخانهء « يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ » ، « خِتامُهُ مِسْكٌ » « 2 » لبريز و نشأانگيز گشته بود در اداره درآوردند و تخم عشرت و كامرانى را در مزرع زندگانى به آبيارى مدام ارغوانى پروردند . مهماندار به احضار ايلچى درگاه شاه دينمدار پرداخت و او را به تعظيم تمام و احترام بيرون از ضبط افهام در آن مجلس بهشت سرانجام حاضر ساخت . باريك بيك به قدوم تعظيم او را به غايت تكريم نموده نزديك خود نشاند و او را استفسار و استخبار احوال شاه حيدرخصال حكايت راند . هريك را جواب شافى شنيد و قوّت متكلّمهء ايلچى را در رفع مقاصد خود وافى ديد . بعد از آن قاصد فرامين جهان مطاع را ظاهر ساخته باريك به حرمت و اكرام بر پاى خاست و سر و چشم را از تقبيل نشان همايون بياراست مكتوبى ديد عنوانش برطبق مثال « كلّ امر ذى بال » « 3 » به اسم اعظم ايزد متعال مصدر و ثانى آن از استعانت نبى عربى و وصىّ مطّلبى در خبر مضمونش اولا به اظهار و الطاف و اعطاف پادشاهانه مشحون و ثانيا از موارد غضب به هزار محنت و تعب راهنمون . باريك چون اين هر دو معنى را در نشان مندرج [ 371 ] يافت ، از ممرّ تعظيم و روش ترس و بيم مضمون اين بيت را به تقديم رسانيد كه : بيت چو آمد نامهات را خواندم و بر چشم ماليدم * ولى بر خويشتن دور از تو همچون نامه پيچيدم باريك چون مضمون نشان را به آن وتيره ديد ، درون به كينه مشحونش محزون و
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 25 و سورههاى متعدد . « بهشتهايى است كه در آن نهرها جارى است » . ( 2 ) . مطفّفين ( 83 ) آيهء 25 و 26 : « از شرابى خالص كه بر سر آن مهر نهادهاند سيراب مىشوند و مهر آن از مشك است » . ( 3 ) . ترجمه : هر كار داراى اهميّت .